![]() |
![]() |
|
| زهرا نیچین |
|
من بدترینش را انتخاب کردم. زیر پایم خالی شده. دیگر راه برگشتی هم ندارم. آه ... خواسته بودم گریه کنم. پیری زودرس نصیبم شد و دل کندن از همه چیز.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/11ساعت 11:2 بعد از ظهر توسط زهرا نی چین |
|
My pure past tense این هم از این. قولم را با متن شکستم. Woe is to me کاغذهایش را هم پاره کردم. بعد از Tth روز.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/04ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط زهرا نی چین |
|
|
برگردان شعری از دیوید هارسنت
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/07/24ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط زهرا نی چین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ما تماشاچیانی هستیم
که پشت درهای بسته مانده ایم! دیر آمدیم! خیلی دیر... پس به ناچار حدس می زنیم شرط می بندیم شک می کنیم... و آن سوتر در صحنه بازی به گونه ای دیگر در جریان است! (حسین پناهی) |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر ترجمه مشبک سکوت سینما |
|
RSS
|